close
تبلیغات در اینترنت
هیچ بادی تکان نمی دادش...

  تکیه اش تا به آسمان ها بود هیچ بادی تکان نمی دادش   در خیابان قدم که بر می داشت هیچ دستی نشان نمی دادش آن زمانی که شل گره می زد روسری های عشوه را بر سرسر به زیرانه گرچه می آمد، بوق امّا امان نمی دادشمی خرامید و دلبری می کرد باز آهوی خوش خیال امّادر چراگاه چشم های هوس هیچ گرگی…

امروز شنبه 27 مرداد 1397
لینک دوستان